دختر نازم عزیزم تو این مدت که نتونستم بیام تو وبلاگت کلی اتفاق افتاد مثلا یه چند باری مهمون داشتیم یه چند روز رفتیم ورامین که البته زیاد خوب نبود چون همون شب که رسیدیم عموی مامان اکرم فوت کردنیعنی 27 اذر و متاسفانه مامان اکرم و بابا سعید همش مراسم بودن و ما هم گاهی سر می زدیم اما یه روز نهار رفتیم خونه خاله مریم دختر عموی خودم که خیلی خوش گذشت و صبح همون روز 29 آذر هم رفتیم خونه دوست عزیزم خاله طاهره که بالاخره نی نی خوشگلشو ببینیم اسمش محمد مانی بود و شما هم اونجا حسابی خجالت رو کنار گذاشتی و با اسباب بازی های مانی کوچولو بازی کردی دختر نازم شب یلدا هم تازه از ورامین رسیده بودیم که رفتیم خونه مامان نرگس و عمو جابراینا هم اونج...